از شناسایی تا پداگوژی: یک مطالعه کیفی در مورد پاسخهای مدرسان به نوشتار تولیدشده توسط هوش مصنوعی در تکالیف دانشجویی
۱. زمینه پژوهش:
ظهور ابزارهایی مانند ChatGPT، Bard و Claude موجب تغییر اساسی در شیوه انجام تکالیف نوشتاری دانشگاهی شده است. بسیاری از مدرسان احساس میکنند که "مرز بین نوشتار انسانی و ماشینی" در حال کمرنگ شدن است.
۲. مسئله اصلی:
چالش این است که آیا باید تمرکز دانشگاهها صرفاً روی شناسایی و جلوگیری از استفاده از متون تولیدی هوش مصنوعی باشد، یا اینکه این ابزارها را در فرایند آموزش نوشتار ادغام کنند.
۳. روش تحقیق:
نویسندگان از مصاحبههای کیفی با ۳۵ مدرس در ایالات متحده استفاده کردند. دادهها با روش تحلیل مضمون (Thematic Analysis) بررسی شدند تا الگوهای واکنش و رویکرد مدرسان استخراج شود.
4. الگوهای واکنش مدرسان:
برخی مدرسان رویکرد سختگیرانه اتخاذ کردهاند: هرگونه استفاده از هوش مصنوعی را تقلب میدانند و تلاش میکنند با ابزارهای شناسایی آن را ردیابی کنند.
۵. رویکرد میانجیگرانه:
گروهی دیگر پذیرفتهاند که شناسایی صددرصدی امکانپذیر نیست و بنابراین بر توسعه سیاستهای شفاف، گفتگو با دانشجویان، و تنظیم قوانین دانشگاهی تمرکز دارند.
۶. رویکرد نوآورانه (پداگوژیک):
دسته سوم، نوشتار هوش مصنوعی را فرصتی آموزشی میدانند. آنها از دانشجویان میخواهند متون تولیدشده را تحلیل کنند، بازنویسی کنند، یا تفاوت بین نوشتار انسانی و ماشینی را بیابند. این رویکرد بیشتر بر تفکر انتقادی و مهارت تحلیلی تکیه دارد.
۷. چالشهای اخلاقی:
مدرسان نگرانیهایی درباره عدالت آموزشی، حق مؤلف، و خطر کاهش انگیزه دانشجویان برای یادگیری دارند. آنها تأکید میکنند که بدون سیاستهای اخلاقی روشن، هم استاد و هم دانشجو دچار سردرگمی میشوند.
۸. پیامدهای آموزشی:
مقاله نشان میدهد که تمرکز صرف بر شناسایی، رویکردی کوتاهمدت است. پایداری آموزش نوشتار وابسته به تغییر طراحی تکالیف، گنجاندن فرآیند نوشتن (نه فقط محصول نهایی) و آموزش نحوه استفاده انتقادی از هوش مصنوعی است.
۹. پیشنهادهای عملی:
-
طراحی تکالیف چندمرحلهای (پیشنویس، بازخورد، بازنویسی).
-
گفتوگوهای کلاسی درباره نقش و محدودیتهای هوش مصنوعی.
-
ایجاد سیاستهای نهادی شفاف برای تعیین حد و مرز استفاده.
۱۰. نتیجهگیری:
به جای ترس یا انکار، دانشگاهها باید از فرصت هوش مصنوعی برای بازاندیشی در آموزش نوشتار بهره ببرند. این ابزارها میتوانند مکمل فرآیند آموزشی باشند، مشروط بر اینکه با هدایت پداگوژیک و چارچوب اخلاقی همراه باشند.
عنوان مقاله
از شناسایی تا پداگوژی: یک مطالعه کیفی در مورد پاسخهای مدرسان به نوشتار تولیدشده توسط هوش مصنوعی در تکالیف دانشجویی
(From Detection to Pedagogy: A Qualitative Study of Instructor Responses to AI-Generated Writing in Student Assignments)
نویسندگان: Evelyn Reed و Marcus Wong
منبع: Journal of Writing Analytics، ۲۰۲۴، جلد ۸، شماره ۱، صفحات 130-112
DOI: 10.37514/JWA-J.2024.8.1.05
ممکن است واژه پداگوژی برای برخی از مطالعه کنندگان این مقاله ناآشنا باشد لذا تصمیم گرفتم در این خصوص هم توضیحاتی خدمت خوانندگان محترم عرض کنم :
پداگوژی (Pedagogy) اصطلاحی است که به علم و هنر آموزش و یاددهی اشاره دارد. یعنی روشها، رویکردها و اصولی که معلمان و مدرسان برای انتقال دانش، مهارتها و ارزشها به یادگیرندگان استفاده میکنند.
به طور ساده:
-
پداگوژی = «چطور یاد میدهیم و یاد میگیریم»
-
شامل روشها، تکنیکها، طراحی درس، انگیزهبخشی و ارزیابی یادگیری است.
مثال: وقتی یک استاد تصمیم میگیرد که یک مطلب ریاضی را با بازی و فعالیتهای گروهی آموزش دهد، یا برای فهم بهتر دانشجویان از مثالهای واقعی استفاده کند، در واقع دارد از اصول پداگوژی استفاده میکند.
تفاوت پداگوژی و آموزش سنتی
-
هدف یادگیری
-
آموزش سنتی: تمرکز روی انتقال اطلاعات است؛ معلم حرف میزند و دانشآموز یا دانشجو گوش میدهد.
-
پداگوژی: تمرکز روی یادگیری فعال و درک عمیق است؛ یادگیرنده نقش فعال دارد و خودش یاد میگیرد.
-
-
روش تدریس
-
آموزش سنتی: روش غالب، درس گفتن و حفظ کردن است.
-
پداگوژی: از فعالیتهای تعاملی، بحث گروهی، پروژه و بازیهای آموزشی استفاده میشود.
-
-
نقش معلم و دانشآموز
-
آموزش سنتی: معلم مرجع دانش است و دانشآموز گیرنده.
-
پداگوژی: معلم راهنما و تسهیلکننده است و دانشآموز کاوشگر و مشارکتکننده است.
-
-
ارزیابی
-
آموزش سنتی: اغلب امتحان و نمره محور است.
-
پداگوژی: هم فرآیند یادگیری و هم نتایج آن ارزیابی میشود؛ مهارتها، تفکر انتقادی و توانایی حل مسئله هم مهم است.
-
به طور خلاصه، پداگوژی یعنی آموزشی که یادگیرنده محور باشد و یادگیری واقعی ایجاد کند، نه فقط حفظ کردن مطالب.

نظر شما :